
داستان کوتاه «خر سواری»
پرسیدی «دورهی جوانی شما افغانستان چطو بود؟» قصه میکنم. زندگی هر نسل، قصههایی داره. عجب زندگیای بود؛ سادگی و بیخبری! دههی سی ره میگُم. مه

پرسیدی «دورهی جوانی شما افغانستان چطو بود؟» قصه میکنم. زندگی هر نسل، قصههایی داره. عجب زندگیای بود؛ سادگی و بیخبری! دههی سی ره میگُم. مه

قصه دیروز را میگویم. شاید باور نکنید. گاهی در زندگی چیزهای اتفاق میافتد غیر قابل تصور؛ مانند خود زندگی. در تلویزیون باران میبارد. بیرون، آفتابی

تابستانِ (1395) بود، رفته بودم برای تعطیلی در دامنههای هندوکش. تابستانها هوای آنجا خیلی خوشگوار است. از هر قُل و درهای رودی جاری است و