
داستان کوتاه «گفت کرد، کرد گفت»
روی اولین صندلی خالی قطار مینشینم. یکی از چهار صندلی است که دوتایش خلاف جهت حرکت قطار است. یک لحظه مردد میشوم بین انتخاب. تهوع

روی اولین صندلی خالی قطار مینشینم. یکی از چهار صندلی است که دوتایش خلاف جهت حرکت قطار است. یک لحظه مردد میشوم بین انتخاب. تهوع

نشستن لب پنجره کار همیشگیاش بود. پدرجان همین بهار دیوار اتاق را دوباره از نو رنگ کرده بود و وقتی از محبوبه پرسیده بود جان