داستان کوتاه «سنگ قبر»

داستان کوتاه «سنگ قبر»

سنگ های قبر برخی ایستاده بودند و بعضی خوابیده. کوچک. بزرگ. سفید. سیاه. مرد سنگ قبر فروش میله آهنی را با چکش هه کرد به