
داستان کوتاه «نامه ای که در کنار تخت خواب پیدا شد»
وسط اتاق میایستد، رویِ پای راست اش می چرخد. احمدظاهر می خواند:”امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم…” دقیقا نمیداند برای کدام یک چرخیده

وسط اتاق میایستد، رویِ پای راست اش می چرخد. احمدظاهر می خواند:”امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم…” دقیقا نمیداند برای کدام یک چرخیده