داستان کوتاه «حاجیه خانم»

داستان کوتاه «حاجیه خانم»

حاجیه خانم آرام از چهارچوب در بیرون می آید. پارچه سیاه کوچکی بالای در است. چیزی رویش نوشته نشده. جمعیت زیادی در دو سوی در

داستان کوتاه «آویز»

داستان کوتاه «آویز»

در باز میشود و با باز شدن در صدایی می آید: جرینگ جرینگ. آویـزی اسـت که به سقف دوخته شده. زن به آویز خیره میشود