
«جسدی در بیابان» ششمین رمان عزیزالله نهفته، شاعر و داستاننویس افغانستان، است که در تهران منتشر شده است. رمان با سخنی از سوفوکل تراژدی نویس

این اثر در آستانهی سقوط افغانستان به دست طالبان نوشته شده و شرح سقوط یک روستا است و دلهره و تشویشی که اهالی روستا از

“سنگ ها و کوزه ها” دومین رمان عزیز الله نهفته است. این رمان داستان عشق یک جوان ظاهرا ساده و روان پریش را به هندو

“روایت آیینه” به روایت عزیزالله نهفته را باید خواند. این رمان کوتاه ۹۵ صفحه ای مینیاتوری عمیق و گویاست و به عواملی می پردازد که

سقوط، فقط سقوط کابل نیست. سقوط کابل بخشی از سقوط افغانستان است و این سقوط چهار فصل دارد. این سقوط از 2001 شروع شد و

خلاصهی رمان «خدایان منسوخ»، داستان زندگی پرماجرای یک پزشک نظامی است؛ داستانی که نه تنها حول محور زندگی قاسم چرخیده؛ بلکه پیرامون کل طیفهای زندگی

رمان “برگشتِ هابیل” از جان گرفتنِ روح عثمان شکل می گیرد. با آن که داستان از آسیاب و از رستم آغاز یافته است، اما این

در «گرداب سیاه»، قهرمان داستان در یک حمله انتحاری زخمی می شود و بعد به کما می رود. در بی هوشی قصه می کند و

رمان «سرزمین جمیله» هر چند با متون تاریخی به خصوص «تاریخ منم تیمور جهانگشا» تفاوت هایی کم و تشابهات ممتدی دارد، اما خواندن آن توجه

«اشکهای تورنتو در پای درخت انار»، داستان بلندی از احمد ضیا سیامک هروی است که در سال 1388 در کابل منتشر شده است. موضوع اصلی