
باد نوروز درآمیخت خراسانها را | نگاهی به نقش شعر فارسی در پیوند ایران و افغانستان
به گزارش ایراف، استقبال گسترده مردم افغانستان از آثار شاعران ایرانی، محافل ادبی مهاجران، و منابع ترجمهشده، گواهی است بر پیوندی فرهنگی که فراتر از
یادداشتهای کابلستان شامل مقالات عمیق درباره فرهنگ، هویت و مقاومت در ادبیات افغانستان است. تحلیلهایی از شعر فارسی، پیوندهای ایران و افغانستان و مسائل اجتماعی معاصر که برای دوستداران شعر و داستان افغانستانی ضروری است.

به گزارش ایراف، استقبال گسترده مردم افغانستان از آثار شاعران ایرانی، محافل ادبی مهاجران، و منابع ترجمهشده، گواهی است بر پیوندی فرهنگی که فراتر از

شعر فارسی، با گذشتن از انواع حوادث و رخدادهای سیاسی و اجتماعی در مسیر تاریخ، امروز به عنوان میراث جمعی ایران بزرگ و «شناسنامۀ فرهنگی»

افغانستان در طول تاریخ خود همیشه سیر نوسان را میان فرصت و تهدید طی کرده است. موقعیت جغرافیایی کشور که آن را در چهارراه تمدنها

ترس عمیق پیکره حکومت طالبان را در ساختار آن درنوردیده و هر روز، بهجای زایش و افزایش مؤلفههای قدرت، در مسیر محدودزایی و محدودیتافزایی شاخصههای

_ من یک بزهکاری دیدم. همه این مردم بزهکار هستند. _ طرف همه مردم ما را بزهکار خواند. همه اینها نژادپرست هستند. _ طرف همه

مادرم خدابیامرز با اینکه سواد نداشت، اما از درک و شعور بالایی برخوردار بود. بارها از او شنیده بودم که میگفت: «آدم باید دورترها را

مینویسم از پس روزهای جانگداز جنگ، زیر آسمان مشترک، شرارههایی که بارید به جان همهمان، ایرانی و افغانستانی. و در همآمیخت خون مادر هشت ماهه

خداوند از او درگذرد. نام «کریم غول» در اوایل دههٔ هفتاد لرزه بر تن مهاجرین افغانستان در مشهد میانداخت، مأمور خشن و بیرحم «افغانیبگیر». سپس

بنده محمد تقی دامردان، در سه دهه زندگی در ایران از ناملایمات و مشقتهای مهاجرت لحظه ای دور نبودم و نیستم. در دهه هفتاد کارتم

این روزها آوارگان بی پناه هموطنم در ایران شدید ترین و غیر انسانی ترین رفتارهای ماموران جمهوری اسلامی را تحمل میکنند. باور دارم که آه

افغانستان، با همه شگفتیهای تمدنیاش، در چهار دهه اخیر اسیر جنگها و بحرانهای داخلی و خارجی بوده است. اما در دل این ظلمت، صدای شاعری

1. محمدحسنین هیکل روزنامهنگار نامدار مصر ـ بله، اهرام مصر پنج هزار سال پیش ساخته شد، شاهکار علم و هنر و معماری است… الان با