احسان بدخشانی در ۶ سنبله سال ۱۳۷۵ هجری خورشیدی، در ولسوالی درواز ولایت بدخشان پا به جهان گذاشت. او دوران کودکی خود را در زادگاهش سپری کرد و از همان سالها علاقهی عمیقی به یادگیری و تحصیل نشان داد. پس از فراگیری آموزشهای ابتدایی در بدخشان، مسیر زندگی او را به ایران کشاند؛ جایی که در رشتهی علوم سیاسی به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد (ماستری) شد.
در دنیای شعر و ادب، احسان بدخشانی بهسرعت توانست نام خود را بهعنوان یکی از چهرههای نوظهور و تأثیرگذار افغانستان مطرح کند. اشعار او ترکیبی از احساسات انسانی، نگاه اجتماعی و تجربههای زیستهی نسل امروز است. نخستین مجموعه شعریاش با عنوان «ابر موفرفری» با استقبال مخاطبان و منتقدان روبهرو شد و توانست جایگاه او را بهعنوان شاعری جوان اما پخته تثبیت کند.
بدخشانی مسیر خلاقیت را ادامه داد و دومین مجموعه شعری خود، «بی شادیان» را در بهار ۱۴۰۴ منتشر کرد؛ اثری که نشان داد او در حال گسترش جهان شعری خود و تجربهکردن افقهای تازه است.
سومین دفتر شعر او با عنوان «سرودِ ملّی ارواح» نقطهی عطفی در کارنامه ادبیاش به شمار میآید. این کتاب مجموعهای یکدست از غزلهای معاصر است که در آن شاعر با زبانی امروزین به دغدغههای اجتماعی و سیاسی زمانه میپردازد. غزلهای این دفتر عمدتاً رویکردی اعتراضی دارند و رنجهای جمعی، زخمهای تاریخی و مسائل انسان معاصر را بازتاب میدهند. در کنار این سویه اجتماعی، بخشی از کتاب به عاشقانههایی اختصاص یافته است که عشق را در پیوند با زیست روزمره و واقعیتهای اجتماعی روایت میکنند. «سرودِ ملّی ارواح» تلاشی است برای پیوند دادن اعتراض و عشق در قالب غزل و گشودن افقی تازه در شعر معاصر فارسی.
سبک شعری احسان بدخشانی بهوضوح متفاوت و منحصر به فرد است. او با بهرهگیری از زبانی ساده اما ژرف، به موضوعاتی همچون عشق، درد، امید، ناامیدی و مسائل اجتماعی میپردازد. اشعارش نهتنها از نظر محتوا غنیاند، بلکه از لحاظ فرم و ساختار نیز نشاندهندهی نوآوری و خلاقیت او هستند.
بدخشانی امروز یکی از پرکارترین و اثرگذارترین شاعران جوان افغانستان به شمار میآید؛ صدایی که نمایندهی نسل تازهای از شاعران است و با شعرهایش به بیان چالشها، رنجها و امیدهای جامعه میپردازد. تعهد او به ادبیات و مردم سرزمینش، در تمام آثارش آشکار است و مسیر رو به رشد او نویدبخش آیندهای روشن در شعر معاصر افغانستان است.