محمدکاظم کاظمی، شاعر و پژوهشگر برجسته افغانستانی، در نشست علمیـفرهنگی «لهجه و هویت؛ چرا از لهجه خجالت میکشیم؟» که در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، بر نقش مهم لهجهها در هویت فرهنگی و ادبیات فارسی تأکید کرد. او با بیان اینکه لهجهها فراتر از زبان رسمی عمل میکنند و پیوندهای عمیقی میان افراد ایجاد میسازند، گفت: «مشاهده واژگان محلی در متون کهن، ارزش و جذابیت آنها را دوچندان میکند.»
کاظمی سخنان خود را با اشاره به شعر «میراث» مهدی اخوان ثالث آغاز کرد؛ شعری که به گفته او، هم از منظر هویت فرهنگی و هم از جهت حضور واژگان بومی، اهمیت ویژهای دارد. او توضیح داد که بسیاری از واژههایی که اخوان ثالث در این شعر به کار برده، همچنان در گویشهای محلی هرات و خراسان رایجاند و این استمرار، نشاندهنده عمق تاریخی و فرهنگی لهجههاست.
وی نمونههایی همچون «کَرَت» به معنای نوبت، «چُغه» به معنای نوعی پوشش، و «بوناک» برگرفته از «بویناک» را ذکر کرد؛ واژگانی که ریشه در زبان کهن فارسی دارند و در آثار شاعرانی چون اخوان ثالث، علی معلم و حتی در متون کلاسیک مانند شاهنامه نیز دیده میشوند.
این پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی با اشاره به کاربرد گسترده واژگان محلی در شعر مولانا، واژههایی مانند «گلوند»، «بلاور» و «سلام علیک» را مثال زد؛ واژگانی که در گویشهای کابل، بلخ و بخارا رواج داشتهاند. او تأکید کرد که استفاده مولانا از این واژهها نشان میدهد که لهجهها نهتنها در گفتار روزمره، بلکه در ادبیات فاخر قرن هفتم نیز جایگاهی معتبر داشتهاند.
کاظمی یکی از مهمترین راههای پاسداشت لهجهها را آشنایی با ریشههای تاریخی و ادبی آنها دانست. او به کتابهایی همچون «فارسی هروی»، «لهجه بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا» اثر آصف فکرت و «لهجه بخارایی» نوشته احمدعلی رجایی بخارایی اشاره کرد و این آثار را منابع ارزشمند برای پژوهش در حوزه گویشهای فارسی معرفی کرد.
وی همچنین از پروژه «من لهجه دارم» یاد کرد؛ طرحی که با هدف ثبت و معرفی لهجههای افغانستان آغاز شد اما به دلیل نبود حمایت کافی متوقف شد. به گفته او، در این پروژه حدود ۲۵ نمونه از لهجههای مختلف افغانستان ضبط شده بود.
کاظمی در بخش دیگری از سخنان خود بر اهمیت سرایش و انتشار شعر و داستان به لهجه تأکید کرد و گفت: «برای حفظ و گسترش لهجهها، نیازی نیست متخصص ادبیات باشیم. هر فرد میتواند با نوشتن، سرودن و بازنشر محتوای لهجهای، در حفظ هویت زبانی خود نقش داشته باشد.»
او با اشاره به نمونههایی از شعر جدی به لهجه، از جمله آثار استاد محمد قهرمان با گویش تربت حیدریه و نیز نمونههای هراتی، یادآور شد که شعر لهجهای لزوماً طنز نیست و میتواند در قالبهای جدی و فاخر نیز خلق شود.
کاظمی در پایان تأکید کرد که لهجهها تنها ابزار گفتار نیستند، بلکه حاملان هویت، تاریخ و احساس جمعیاند. او گفت: «لهجهها پیوندهایی میسازند که زبان رسمی قادر به ایجاد آنها نیست. مطالعه و شناخت این گویشها ما را به درک عمیقتری از میراث فرهنگی مشترکمان میرساند.»
