شعر نو افغانی و فارسیزبان را در کابلستان بخوانید. آثار نیمایی و نو با تمرکز بر مسائل اجتماعی، عشق و زندگی معاصر از شاعران افغانستان. مطالعه آنلاین شعر نو افغانستانی برای دوستداران ادبیات مدرن فارسی.
دیگر حوصلهام سر میرود از لبهای این رود
مدتیست تلویزیونها خبری نمیگویند از تو...
چای میریزم با بخاری که میشود به ادامهاش آویخت
تا روزهایی دور در هر دو سمت زمانی که میگذرد...
وقتی از اینهمه رؤیای نابهنگام ترس برمیداری
باران زنیست که با ده انگشت به صورتت آب میزند...
هزار شیطانک معصوم
میان پلکهایت، گندمهای بافته را تعارف میکنند
چشم های ما کار سیاه میکردند
آرام آرام تاریک و تاریک شدیم
برخیز خیزابهی خزیده در آغوش آبها؟
مستی بِآفرین و دلِ صخرهها شکاف...
خراسان زادهی NL زمینم
تبارم پشتون و اوزبیک و تاجیک
برای رئیسجمهوری نمینویسم
که هر صبح مسواک میزند تا از صلح بگوید...!
امید گاهی به خانۀ ما میآید
به خندهاش بیدار میشویم...
های مردم! کاش امشب مست میبودم
بی خبر از هرچه بود و هست میبودم
برایم بخوان محمّد
می خواهم برگردم...