شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
تمام فصل نگاهم به من معطوف بود
به من این کالبد قرین تعفن...
از کابل تا بغداد تا دمشق مردگانی که
از آبلههای بیشمار پاهایشان مردهاند
دلم سرخ و کوچک بود
آبی و کوچک، با شادی های رنگ پریده...
من تك درختم خالی بى برگ
دلتنگ... دل سرد...
کاش اندوه شکلی می داشت
تا می شناختمش در خیابان...
علاوه بر تجاوز بر سکوت
باد با خود برده است عطر گلهای مصلوب را...
با تو حرف می زنم
که مقتول توام!
خدای من!
از امتداد روزهایت دلتنگم
چیزی در سرم راه میرود
چیزی میان چشم هایم شناور است
یلدا برای ما
تکرار هر شب است
بهاران و درختان ديار ما ز هم دور اند
چی دانستم که روزی کوه...
حتی صدای باران هم نازیباست
وقتی روحت را با صداقتش سنگسار میكنند