شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
چقدر آرام و ساکت
به تکانه های ساعت گوش سپردی
جان آدمی را با درد سرشته اند
با درد زاده می شویم و با درد می میریم
ما رابينسون كروزوئه هاى بى جزيره ايم
گم شده در تنهايى خود...
مرگ ميخواندم... اما... زنجيرهايى طلايى
شبيه موهاى بافته شده ى دختركم
چگونه ممکن است
به تو نیاندیشم؟
صورت خط به خط نوربند!
می خواهم عمیق شوم خودم را در تو...
تردید موریانه است
میرود میان کوچکترین سلولهای مغزت
تنهایی با تو چکار میکند
صبح تا شب خیابانها را پا برهنه و گیج قدم میزند...
بر بدنت شاخه نوشتم هزار
جنگل شدی...
راه نگران نبود
میرفت به سوی نرسیدن در خویش...
اندوه هویت ماست
موجوداتی انکار شده
دستان تو سرد است آن گونه که خلوت تو
چشمان تو آیینه های بی سر تصویر سرنوشت من است