شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
دوش دستم به قلم می بردم
تا که در عشق بشر سخنانی که به زندان دلم دربندند...
هر صبح که از خواب برمی خیزم
بر شیشه یخ گرفته...
با قناری دوباره میخوانم
نغمههای بلند آزادی...
چندین بار پنج هزار سال چندین بار مرگ...
گفتم درختها با بوتهها برابر و همسان نمیشوند
گفتم درختها از سینه زمین چون ناله میجهند
من هیچوقت به مرگ تو راضی نمیشوم
حتی برای مدت کوتاهی...
موهایم را کوتاه کرده ام
میدانی؟ زیباترم کرده است...
زندگی يک سفر است، سفر طولانی...
من و تو همسفريم...
کاش اندازۀ تمام روزهایی که باقی مانده بین من و گذشتهام
فاصله میبود...
دریچهها به دیوار باز نگشتند و
نگاهها چالههای عمیق شد...
آسودگی تو را دريافت
بی خوابی هايت را بر ما ببخش...!