دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
دلم افسرد از این شهر و خیابان
ازین پس سر گذارم در بیابان
ألَی! یاد وطن کرده دل مه
لباس غم به تن کرده دل مه
بیابان لاله زد، صحرا چمن کرد
زمین سبزینههایِتر به تن کرد
هوای باد و باران تو دارم
هوای مرغزاران تو دارم
دلم وقتی ز برگشتت خبر شد
جوان شد، تازه شد، رنگِ دگر شد
پیروز و خجسته باد نوروز شما
فرخندهتر از همیشه هر روز شما
به لب حرف و به دل فریاد دارم
رخِ تر، خاطرِ ناشاد دارم
تو بارانیّ و من لبتشنه رودم
تو غوغایِ تمامی، من سرودم
از این بیدادگه؛ دادی نیامد
ز یک چاووش؛ فریادی نیامد
عشق با درد؛ عجین است ای دوست
دزد عقل و دل و دین است ای دوست
کسی گفتا: "چه باید کرد با عشق؟"
به او گفتم: مبازی نرد با عشق!
خدا! درد غریبی کشته ما را
غم حسرتنصیبی کشته ما را