غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
مثل زیبایی تو تنهایم، مثل تنهایی تو زیبا نه
ای گل سرخِ غرق در گل سرخ
بیا که پرچم خورشید را بلند کنیم
به زلف باغچه ها شعر تازه بند کنیم
نی تعارف با کسی داری نه دل دل میکنی
ناگهانی خویش را یک دفعه نازل میکنی
خشکیِ چشمانم دلش باران طلب دارد
امواج فریادم دلش طوفان طلب دارد
دو لبخند غزل، رقص سپیده مریم و یلدا
دو سیبی باغ همسایه که میرقصند در دریا
پدرم روی چهرهی ماتش، چینِ ناچاری وُ تحمل بود
همدمِ چشمهای نمناکش، جانمازی پُر از توکُل بود
مرا ببر به بلندای روستایی که
خبر فقط خبر عشق و عاشقی باشد
مباد بشکند ای رودها غرور شما
که اين صحيفه شد آغاز با سطور شما
جهان مخروبه و شاه جهان بیل
تفنگِ بی صدای این زمان بیل
برای دیدن ماه آمدم امشب سر کویت
کشیدم خویش را چون سایه ات آهسته پهلویت
گاهت برق زد از چشمهایت ماه روشن شد
به یک موج نگاه تو جهان ناگاه روشن شد
در جاده ای که رو به خیابان چشم توست
چشمی همیشه دست به دامان چشم توست