غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
من که در باغ جهان رشک گل و شمشادم
تا که پا بسته به زنجیر تو ام، آزادم
اگر چه عطر سیب را هنوز بو نکردهام
اگر چه سوی مرقدت هنوز رو نکردهام
چه زود خاطره شد لحظههای شاد، رفیق
چه با شتاب شکستیم اعتماد، رفیق
اگر به خانۀ من میروی بهار بياور
سبد سبد گل نارنج از آن ديار بياور
وطنم دوباره اینک تو و شانه های پامیر
بتکان ستاره ها را که سحر شود فراگیر
بدهکارم به مستی، روزهایی را که هوشیارم
از آن بدتر به عزرائیل، چندین جان بدهکارم
از من گرفت مملکتِ شادی مرا
آن سرزمینِ خوب و خدادادی مرا
باز میخواهم غزل باشی و غوغایت کنم
از جداییها بترسی و دلآسایت کنم
يخها هنوز ماند مست از فصل سرد در من
روشن کنید امشب یک شعله درد در من
سپیده در نفس سرد شب تپید و شکست
ز برج حادثه خورشید پر کشید و شکست
دلم گر سبز مانده در زمستان، از بهار توست
تمام باغهای سبز ساحل، یادگار توست