شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
زنی را میشناسم که با دستی خانه می تکاند
و با دست دیگرش گهواره مرد آزادی را تکان میدهد...
کتان در دوکدان گنجشک بر ترقوه بگذارم
و لالا شوم کودکان خیزرانیام را...
پیوسته دربهدر... پامال روزهای پریشان بیپدر
جان برزده به کوچه و پسکوچهی گمان...
من زنده ام با گلوله یی در قلبم
دونده یی در اطراف دیورند...
باید عاشق باشد
که زمستان آمده را نفهمد
چه فرقی می کند اصلا قیچی را بردار
و این کُره بزرگ چسبیده به کاغذ را تکه تکه کن...
درود آمو!
کسی دزیده است از پیکر تاریخ رسم سرفرازی را...
به ملاقاتم بیا با سبدی از شعر سپید و بلندی که
عبور ما دهد...
ای پویشِ سیال و سرافکندهی هستی
ای باید شاید شدهی شیون و شیپور
من میتوانم جبر را به سه قسمت تقسيم كنم
روزی سه وعده آن را بخورم...!
با قناری دوباره میخوانم
نغمه های بلند آزادی...